پرش به محتوا

اعشی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

أعشی قیس فرزند قیس (... - ۷ هـ = ... - ۶۲۸ م).[۱][۲] ، نام کامل وی: ( میمون بن قیس بن جندل بن شراحیل بن عوف بن سعد بن ضُبیعة بن ثعلبة بن بکر بن وائل )[۲][۳] . از قبیلهٔ بکر بن وائل. کنیتش «أبی بصیر»، همچنین دارای چند القاب بود مانند: «الأعشی الکبیر»، «أعشی بکر بن وائل»، «صنّاجة العرب» . سبب تسمیت وی به «الأعشی» از آنجاست که او در شب چشمانش کم سو ونابینا می‌شد، نامش «الأعشی» گذاشته بودند، و در لغة عرب «الأعشی» به کسی که در شب دارای دیدن ندارد، ونابینا در شب می‌شود گفته می‌شود.[۴]

عمری طولانی آورد، اسلام را درک کرد أما ایمان نیاورد و مسلمان نشد.[۵] در آخر عمرش کاملاً نابینا شد. تولدش و وفاتش در روستای منفوحه در «الیمامة»، خانه أش و قبرش در همان‌جا واقع شده‌است. وی از شاعران طبقهٔ یکم دوران جاهلی بود. حضوری وافر در بارگاه‌های ملوک عرب و عجم داشته بود، لذا در بعضی از اشعارش کلماتی فارسی نیز دیده می‌شود. «أبو الفرج الأصفهانی» در کتاب خود (الأغانی)، و «التبریزی» می‌گویند که أعشی بن قیس یکی از أعلام ومشاهیر فحول شعراء دوران جاهلیت عرب بوده‌است.[۴]

  • این چند بیت از مطلعهٔ معلقهٔ مشهور «الأعشی» که به معلقهٔ (ودِّع هریرةَ إنَّ الرکبَ مرتحلُ) معروف است:

مطلع معلقه

[ویرایش]
ودِّع هریرةَ إنَّ الرکبَ مرتحلُ وهل تطیقُ وداعاً أیُّها الرجلُ
غرّاءُ فرعاءُ مصقولٌ عوارضها تمشی الهوینا کما یمشی الوجیُ
کأنَّ مشیتها من بیتِ جارتها مرُّ السحابةِ لاریثٌ ولا عجلٌ
لیست کمن یکرهُ الجیرانُ طلعتها ولا تراها لسرِّ الجارِ تختتلُ
تکادُ تصرعها لولا تشدُّدها إذا تقومُ إلی جاراتها الکسلُ
إذا تقومُ یضوعُ المسکُ أصورةً والزنبقُ الوردُ من أردانها شملُ
ما روضةٌ من ریاضِ الحزنِ معشبةٌ خضراءُ جادَ علیها مسیلٌ هطلُ
یضاحکُ الشمسَ منها کوکبٌ شرقٌ مؤزَّرٌ بعمیمِ النبتِ مکتهلُ
یوماً بأطیبَ منها نشرَ رائحةٍ ولا بأحسنَ منها إذ دنا الأُصُلُ
قالت هریرةُ لمّا جئتُ زائرها ویلی علیکَ وویلی منکَ یا رجلُ
إمّا ترینا حفاةً لا نعالَ لنا إنّا کذلکَ ما نحفی وننتعلُ
وبلدةً مثلِ ظهرِ الترسِ موحشةٍ للجنِّ باللیلِ فی حافاتها زجلُ
جاوزنها بطلیحٍ جسرةٍ سرحٍ فی مرفقیها إذا استعضتها فتَلُ
بل هل تری عارضاً قد بتُّ أرمقهُ کأنما البرقُ فی حافاتهِ شعلُ
لهُ ردافٌ وجوزٌ مفأَمٌ عملٌ منطَّقٌ بسجالِ الماءِ متصلُ

ترجمه آثار أعشی

[ویرایش]

بعضی از قصائد طولانیِ وی توسط مستشرق آلمانی «گایر» ترجمه شده که شامل قصیدهٔ «معلقه» است و با شرحی کامل در کتابی به نام «المعلقات العشر» به چاپ رسیده است.[۱][۲][۵]

پانویس

[ویرایش]
  1. ۱٫۰ ۱٫۱ دکتر: الغنیم، یوسف، عبدالله (شعراء المعلقات) ، دارالمشرق العربی، بیروت، چاپ سال ۱۹۸۵ میلادی
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ دیوان: ، “ (دیوان الأعشی) “، چاپ بیروت: دارالفکر العربی، ۱۹۹۶
  3. المری، شاهین، طلحة (شعراء عصر الجاهلی) ، دارالهلال، بیروت، چاپ سال ۱۹۷۵ میلادی
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ دکتر:جبرائیل، جبور، سلیمان، (الأمراء والقبائل) دارالعلم للملایین: بیرت، چاب اول، انتشار سال ۱۹۸۸ میلادی. (به عربی).
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ البرقوتی ، عبدالرحمن ، رکاظ، (شُعَراء ما قَبل الاسِلاْم) دارالعلم للملایین: انتشار سال ۱۹۸۸ میلادی. (به عربی)

جستارهای وابسته

[ویرایش]

منابع

[ویرایش]
  • دکتر: الغنیم، یوسف، عبدالله (شعراء المعلقات) ، دارالمشرق العربی، بیروت، چاپ سال ۱۹۸۵ میلادی .
  • الحبیب، علی، محمد (المختار من اجمل الأشعار) ، دارالراوی، بیروت، چاپ سال ۱۹۹۵ میلادی .
  • دیوان:، “ (دیوان الأعشی) “، چاپ بیروت: دارالفکر العربی، ۱۹۹۶.
  • المری، شاهین، طلحة (شعراء عصر الجاهلی) ، دارالهلال، بیروت، چاپ سال ۱۹۷۵ میلادی .
  • دکتر:جبرائیل، جبور، سلیمان، (الأمراء والقبائل) دارالعلم للملایین: بیرت، چاب اول، انتشار سال ۱۹۸۸ میلادی. (به عربی).
  • البرقوتی، عبدالرحمن، رکاظ، (شُعَراء ما قَبل الاسِلاْم) دارالعلم للملایین: انتشار سال ۱۹۸۸ میلادی. (به عربی).